سيره پيامبر اعظم 23
تجليل از شهيدان
شهيد و شهادت در نگاه نافذ او، از جايگاهی ممتاز برخوردار بودند. احترام وی به شهيدان، همسران و فرزندان آنها در قياس با ديگر اقشار جامعه متمايز بود.
تفقد و دلجويی او نسبت به خانواده شهدا ناشی از ترحم و تلطف نسبت به آنان و يا صرفاً يک حرکت نمادين نبود بلکه بخاطر آرمان والا و قابل ستايش شهيدان، و نقش برجسته آنها در ماندگاری دين و آموزه های حياتی آن در سطح جامعه بود. او همواره از شهيدان به بزرگی و عظمت ياد می کرد. فرزندان ايشان را از ياد نمی برد. آنان را در آغوش کشيده و می بوسيد.
جعفر طيّار در جبهه جنگ به شهادت می رسد. رسول خدا (ص ) به خانه او رفته و به اسماء بنت عميس ، همسر جعفر می فرمايد: كودكان جعفر را بياور. سپس آن حضرت ، فرزندان شهيد را در آغوش كشيده و آنان را می بوسد. عبداللّه پسر جعفر می گويد: خوب به خاطر دارم كه روزی پيامبر (ص ) نزد مادرم آمد و خبر شهادت پدرم را به او داد. سپس دست محبّت بر سر من كشيد.
اوراق تاريخ، مملوّ از شواهد گويای اين حرکت شايسته و کرنشِ در خور او در برابر قبيله شهادت است. چرا که شهيد، افتخار جامعه و رمز حرکت و پويايی اجتماع به سوی صلاح، و الگوی پايداری و مقاومت است. جامعه محروم از فرهنگ شهادت و بی تفاوت در برابر هجوم نظامی و فرهنگی بيگانگان، فاقد استقلال، و آزادی است و همواره محتاج توجه و عنايت، کمک و امداد ديگران است.
آنکه پدر، برادر و يا فرزند دلبند خويش را در رويارويی با دشمن از دست داده است، بی ترديد، حق حيات بر تمامی شهروندان خويش دارد چرا که صبر و شکيبايی، پايداری و مقاومت او به شهيد چنين رخصتی را داده تا در فضايی عاری از هر گونه دغدغه و تشويش خاطر در برابر هجوم بيگانگان ايستادگی نمايد و جانش را تقديم کند.
در واقع جايگاه خانواده شهيد کمتر از خود شهيد نيست چرا که اگر او در برابر دشمن پايداری نموده و تا اهدای جان و تن پيش رفته، بستگان داغدار او نيز در برابر اين مصيبت بزرگ خويشتن داری نموده و تاب آورده است. بی دليل نيست که پيامبر عظيم الشأن اسلام (ص) تکريم اين خاندان را بر خويش فرض می دانست و آنرا به ديگران نيز سفارش و توصيه می فرمود. فرزندان شهيد را فرزند خويش دانسته و خود را در اندوه و مصيبت آنان شريک می دانست.
در تاريخ آمده است؛ روزی حضرت به همراه عدّه ای از اصحاب خويش از كوچه های مدينه عبور می كرد. چند كودك را مشغول بازی ديد در حالی که در كنار آنها كودكی خود را روی زمين می كشيد و گريه می كرد.
حضرت متوجّه آن كودك شده و پهلوی او روی زمين نشستند، سپس آن طفل را از زمين بلند كرده و علّت گريه او را جويا شدند، كودك گفت : من پسر رفاعه انصاری هستم پدرم در جنگ احد كشته شد. خواهری داشتم كه ازدواج كرد و مادرم نيز شوهر كرد و مرا از خود راند، اكنون من بيكس و تنها مانده ام ، بچّه ها مرا سرزنش می كنند و به بازی نمی گيرند.
حضرت بسيار ناراحت شده و اشك از چشمان مبارکش جاری گرديد و بعد او را روی زانوی خود نشانيد و فرمود: " ناراحت مباش ، من از امروز پدر تو و دخترم فاطمه خواهر تو است" . كودك شادمان شد، برخاست و فرياد زد: ای بچه ها، ديگر مرا سرزنش نكنيد كه پدرم از پدرهای شما بهتر است . آنگاه پيامبر(ص ) دست وی را گرفتند و به خانه دخترشان فاطمه (س ) بردند و گفتند دخترم : " اين كودك، فرزند ما و برادر تو است، از او نگهداری كن" . فاطمه (س) نيز جامه ای پاكيزه بر او پوشاند، سرش را روغن زد و ظرف خرمايی پيش روی او گذاشت و فرمود: حسن و حسينم بياييد و با هم غذا بخوريد . بعد از رحلت حضرت رسول (ص ) او بر سر خود خاك می ريخت و فرياد می زد: وا ابتاه ! امروز من ديگر يتيم شدم[1].
بشير که پدرش در جنگ احد به شهادت رسيد مي گويد: از رسول خدا (ص) پرسيدم، پدرم چگونه شهيد شد؟ فرمود: او در راه خدا به شهادت رسيد، درود و رحمت خدا بر او باد. من گريستم، پيامبر (ص) مرا در آغوش گرفت و دست بر سرم کشيد و با خود سوار مرکب نمود و فرمود: " آيا دوست نداري من به جاي پدرت باشم؟ [2] "
انتظارات:
اگر پذيرفتيم که سيره رفتاری پيامبر اعظم (ص)، از مسئوليتی سنگين بر دوش ما _ به عنوان وارثان شهدا _ حکايت دارد، آنها را می توان در موارد زير خلاصه نمود:
1. پاسداشت فرهنگ شهادت، تا به عنوان حرکتی ارزشمند و مترقی در جامعه توحيدی معرفی شود و همگان را برای دفاع از کيان و ناموس جامعه در هنگام تهديد، بسيج نمايد.
2. تجليل و يادآوری ياد و خاطره شهدا، به عنوان يک ضرورت اجتناب ناپذير اجتماعی تا مقام طلايه داران، حماسه آفرينان و ايثارگران در جامعه محفوظ بماند و درس عبرتی برای همگان باشد.
3. احترام و تکريم همسر و خاندان شهيد تا ضايعه نبود سرپرست خانواده، آنان را به لحاظ مادی و معنوی از پا در نياورد.
4. پاسداری از خون شهيدان از طريق حفظ و بالندگی آرمانهای مقدس آنان و پی گيری مطالبات و خواسته های اجتماعی آنها تا جامعه ای مشحون از پيشرفت و تکامل مادی و معنوی حاصل گردد.
5. سرپرستی و کفالت فرزندان شهدا تا فقدان پدر را احساس نکرده و امنيت روانی و عاطفی آنان تأمين شود.
[1] - تفسير كشف الاسرار، ابوالفضل ميبدى، جلد1، صفحه 594.
[2] - مجمع الزوائد، هيثمی، جلد 8 ،صفحه 161 .


